أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

276

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

3 - قوله تعالى : كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ؛ او هر روزى در كارى و شأنى ديگر است ؛ و قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : جفّ القلم بما أنت لاق ؛ مناقض اين است « 1 » . حسين بن الفضل جواب داد كه پشيمانى او بر قتل نبود بر حمل بود و ندم بر حمل ؛ توبه نباشد از قتل « 2 » . و جواب از آيهء دوّم « وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » اين عدل باشد و اگر يكى را هزار جزا دهد فضل باشد . و جواب از آيهء سيّم كه گفت : هر روز در شأنى است باوّل ابدا كرد و بدگر احوال اعاده كند « 3 » . عبد اللّه طاهر را از اين جوابها خوش آمد برخاست و بوسه بر سر و روى وى داد « 4 » . و جوابى ديگر اين مسائل را شافىتر آن است كه اوّلا ندم مجرّد توبه نباشد تا قصد با وى نبود و چون قصد با وى بود هم توبه نباشد تا آنگه كه عزم با وى مقارن باشد كه در مستقبل مثل آن فعل نكند و چون توبهء وى برين وجه نبود توبه نبود . و جواب دوّم مسئله آن است كه جز خداى تعالى نداند كه بر هر فعلى كه مكلّفى بكند بر وجه مأمور به چه مقدار ثواب باشد او را و مقادير ثواب و عقاب جز خداى تعالى نداند و بادلّه و مقائيس استخراج نتوان كرد از اين جاست كه روا بود كه زيد طاعتى كند

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « كه چون گفت : از همهء كارها بپرداخت هر روز چه كند ؟ ! اين مؤدّى باشد بابدا » . ( 2 ) - ملا فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين از اين مقصد چنين تعبير كرده : « ندامت او بر قتل هابيل نبوده بلكه بر حمل بدن او بوده است » . ( 3 ) - ملا فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين عبارت متن را چنين توجيه كرده « و كلّ يوم هو فى شأن ؛ مراد شؤونى است كه ابداى آن كند نه شؤونى كه ابتدا به آن نمايد و حديث مخصوص است بثانى نه باوّل پس آيه نقيض حديث نبوى نباشد » . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « خراج او موضوع كرد و اين جوابها هيچ معتمد نيست و بوسهء عبد اللّه بدين سبب نه بر جاى خود بود ، و نيز مستحقّ آن بود تا خراج ديگر بر خراجش بيفزايند امّا جواب مسئلهء اوّل آنست كه ندم مجرّد ( تا آخر ) » .